العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

407

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

كسانى كه زمين را بساط قرار دادند ، خاك آن را فرش و آبش را گوارا ، قرآن را روپوش دعا را شعار ، بريدند از دنيا بريدنى بروش عيسى بن مريم . خداى عز و جل وحى بسوى عيسى بن مريم فرستاد كه بجمعيت بنى اسرائيل بگو داخل خانه‌اى از خانه‌هاى من مشويد مگر با دلهاى پاك و ديده‌هاى ترسان و دستهاى پاك ، بايشان بگو بدانيد كه من دعايتان را مستجاب نميكنم و از هيچ كس از آفريدگانم كه بر او حقى از ديگران باشد ، اى نوف بپرهيز از اينكه باج بگير يا شاعر يا پاسبان يا قيم كارى يا معاون رئيسى باشى يا صاحب عود و طنبور يا طبل زيرا كه پيامبر خدا فرمود : داود عليه السلام شبى بيرون آمد و نگاه به آسمان كرد فرمود : همانا ساعتى است كه در اين ساعت دعا رد نمىشود مگر دعاى قيم كار ، باجبگير ، شاعر ، پاسبان معاون رئيس ، صاحب طنبور و طبل . 23 - خصال : عامر شعبى روايت كرده كه حضرت امير المؤمنين عليه السلام ناگهانى به نه كلمه سخن گفت پس چشمه‌هاى بلاغت را آرايش داد ، بىمانند كرد گوهرهاى حكمت را ، و جدا شدند تمام مردم از اينكه يك كلمه بتوانند به آنها بپيوندند ، سه كلمه‌ى از آنها در نيايش است ، سه تاى آنها در حكمت و سه تاى از آنها در ادب ، اما آنها كه در نيايش است فرمود : خدايا بس است مرا عزت اينكه براى تو بنده‌ام ، بس است فخر مرا كه پروردگارم تو باشى ، تو آنچنانى كه من دوست دارم پس قرار ده مرا چنان كه دوست دارى ، اما سخنانى كه در حكمت است فرمود : ارزش هر مردى همانست كه او را نيكو دارد ، نابود نمى - شود مرديكه ارزش خويش را بداند ، مرد پنهان بود به زير زبان ، سخنانى كه در ادب است فرمود : احسان كن بر هر كس كه مىخواهى كه اميرش باشى ، نياز پيدا كن بهر كس كه خواهى تا اسيرش باشى ، بىنيازى بجواز هر كسى كه خواهى تا مانندش باشى . 24 - خصال : امير المؤمنين عليه السلام فرمود : ده طايفه‌اند كه خود و ديگران را